تجزیه و تحلیل پایاننامه یا رساله
تجزیه و تحلیل پایاننامه یا رساله، مرحلهای است که دادههای جمعآوریشده بر اساس سؤالها و اهداف پژوهش بررسی میشوند تا بتوان به مسئله تحقیق پاسخ داد. در پژوهشهای حوزه جغرافیا، برنامهریزی روستایی، توسعه روستایی، ترویج و آموزش کشاورزی و برنامهریزی منطقهای، تحلیل دادهها میتواند کمی، کیفی، مکانی، آیندهپژوهانه یا ترکیبی از این روشها باشد.
نکته مهم این است که روش تحلیل باید از مسئله و سؤال پژوهش شروع شود. بنابراین، پژوهشگر نباید ابتدا یک نرمافزار یا یک آزمون آماری را انتخاب کند و سپس تلاش کند موضوع خود را با آن تحلیل کند. ابتدا باید مشخص شود که پژوهش به دنبال توصیف یک وضعیت، بررسی رابطه میان متغیرها، شناسایی عوامل مؤثر، فهم تجربه و دیدگاه افراد، تحلیل الگوهای فضایی یا بررسی آینده یک پدیده است؛ سپس روش تحلیل مناسب انتخاب شود.
فرایند کلی تحلیل را میتوان به صورت زیر در نظر گرفت:
مسئله پژوهش ← سؤالها و اهداف ← نوع داده ← روش تحلیل ← اجرای تحلیل ← یافتهها ← تفسیر ← پاسخ به سؤالهای پژوهش
۱. جمعآوری و سازماندهی دادهها
تحلیل مناسب از مرحله جمعآوری دادهها آغاز میشود. پژوهشگر باید قبل از اجرای پرسشنامه، مصاحبه یا برداشت دادههای مکانی مشخص کند که برای پاسخ به هر سؤال پژوهش چه اطلاعاتی نیاز دارد.
دادههای پژوهش ممکن است از منابع مختلفی به دست آیند؛ از جمله:
-
پرسشنامه خانوارهای روستایی، کشاورزان یا گردشگران؛
-
مصاحبه با دهیاران، شوراها، کارشناسان، مدیران محلی و فعالان اقتصادی؛
-
آمارهای رسمی جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی؛
-
اسناد و برنامههای توسعهای؛
-
دادههای مکانی و تصاویر ماهوارهای؛
-
مشاهده و بررسیهای میدانی؛
-
اسناد سیاستی و برنامههای توسعه؛
-
دادههای تاریخی و روندهای زمانی.
برای مثال، در پژوهشی با عنوان «تحلیل عوامل مؤثر بر ماندگاری جوانان در روستاهای پیرامون شهرهای متوسط»، ممکن است دادههای پرسشنامهای درباره اشتغال، درآمد، کیفیت خدمات، دسترسی، سرمایه اجتماعی و تمایل به مهاجرت جمعآوری شود. در کنار آن میتوان از مصاحبه با جوانان و مسئولان محلی نیز استفاده کرد.
در چنین پژوهشی، دادههای کمی امکان بررسی روابط بین متغیرها را فراهم میکنند و دادههای کیفی میتوانند توضیح دهند که چرا جوانان یک روستا با وجود شرایط مشابه، تصمیم متفاوتی درباره ماندن یا مهاجرت دارند.
۲. آمادهسازی و پالایش دادهها
دادههای خام معمولاً مستقیماً وارد مرحله تحلیل نمیشوند. ابتدا باید کیفیت و قابلیت استفاده از دادهها بررسی شود.
در دادههای کمی، مواردی مانند خطاهای ورود اطلاعات، دادههای گمشده، پاسخهای غیرمنطقی، دادههای پرت، نحوه کدگذاری متغیرها و توزیع دادهها بررسی میشود. برای برخی روشهای آماری نیز لازم است پیشفرضهای روش مورد نظر بررسی شود.
برای مثال، اگر در یک پرسشنامه ۳۰۰ خانوار روستایی درباره رضایت از خدمات عمومی مطالعه شده باشد، قبل از اجرای آزمونهای آماری باید مشخص شود آیا دادهها به شکل صحیح وارد نرمافزار شدهاند، پاسخهای ناقص چه وضعیتی دارند و آیا مقیاسهای مورد استفاده از کیفیت مناسبی برخوردارند.
در دادههای کیفی، فایلهای صوتی مصاحبهها پیادهسازی و متنها سازماندهی میشوند. سپس پژوهشگر با مطالعه دقیق متنها، کدگذاری را آغاز میکند.
در دادههای مکانی نیز باید صحت مختصات، سیستم مختصات، مقیاس، کیفیت لایهها و هماهنگی دادههای مکانی با دادههای توصیفی بررسی شود.
۳. تحلیل کمی
تحلیل کمی زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که بخش مهمی از دادههای پژوهش به صورت عددی جمعآوری شده باشد و پژوهشگر بخواهد وضعیت متغیرها، تفاوت گروهها، روابط میان متغیرها یا عوامل مؤثر بر یک پدیده را بررسی کند.
۳-۱. آمار توصیفی
در نخستین مرحله، معمولاً تصویری کلی از دادهها ارائه میشود. فراوانی، درصد، میانگین، میانه، انحراف معیار، حداقل و حداکثر از جمله شاخصهای رایج هستند.
برای مثال، در پژوهشی درباره «کیفیت زندگی خانوارهای روستایی»، ابتدا میتوان وضعیت تحصیلات، درآمد، اشتغال، دسترسی به خدمات، وضعیت مسکن و سایر شاخصها را توصیف کرد.
اما آمار توصیفی به تنهایی پاسخدهنده به سؤالهای تحلیلی نیست. اگر پژوهشگر بخواهد بداند چه عواملی بر کیفیت زندگی اثر بیشتری دارند، باید از روشهای تحلیلی مناسب استفاده کند.
۳-۲. تحلیل رابطه بین متغیرها
در صورتی که هدف پژوهش بررسی رابطه میان متغیرها باشد، میتوان از روشهایی مانند همبستگی پیرسون یا اسپیرمن استفاده کرد.
برای مثال:
«آیا بین سرمایه اجتماعی و مشارکت روستاییان در برنامههای توسعه محلی رابطه وجود دارد؟»
در اینجا ابتدا باید متغیرها به شکل مناسب اندازهگیری شوند و سپس با توجه به ویژگی دادهها، آزمون مناسب انتخاب شود.
۳-۳. تحلیل عوامل مؤثر
گاهی پژوهشگر به دنبال شناسایی عواملی است که بر یک متغیر یا پدیده اثر دارند. در این شرایط میتوان از رگرسیون و سایر روشهای مناسب استفاده کرد.
برای نمونه، در موضوع «عوامل مؤثر بر تمایل خانوارهای روستایی به تنوعبخشی فعالیتهای اقتصادی»، متغیر وابسته میتواند میزان تمایل به تنوعبخشی و متغیرهای مستقل شامل دسترسی به بازار، سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی، دسترسی به تسهیلات و زیرساختهای ارتباطی باشد.
در اینجا صرفاً معنادار بودن رابطه کافی نیست و باید به اندازه و جهت اثر متغیرها نیز توجه شود.
۳-۴. روشهای چندمتغیره
در برخی پایاننامهها تعداد متغیرها و شاخصها زیاد است. برای مثال، پژوهشگر ممکن است برای سنجش تابآوری روستایی ۳۰ شاخص در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، نهادی و محیطی داشته باشد.
در چنین شرایطی روشهایی مانند تحلیل عاملی، تحلیل مؤلفههای اصلی یا برخی روشهای کاهش ابعاد میتوانند برای شناسایی ساختار اصلی دادهها مورد استفاده قرار گیرند.
در پژوهشهای پیشرفتهتر نیز ممکن است از مدلسازی معادلات ساختاری برای بررسی روابط میان سازههای پنهان استفاده شود. استفاده از این روشها باید بر اساس مدل نظری و سؤال پژوهش باشد، نه صرفاً به دلیل پیشرفته بودن روش.
۴. تحلیل کیفی
در بسیاری از پژوهشهای توسعه روستایی، پاسخ پرسش اصلی صرفاً از طریق دادههای عددی به دست نمیآید. گاهی پژوهشگر نیاز دارد تجربه، برداشت، نگرش و دلایل تصمیمگیری افراد را درک کند. در چنین شرایطی روشهای کیفی کاربرد بیشتری پیدا میکنند.
برای مثال، فرض کنید پژوهشگر میخواهد موضوع «دلایل مشارکت پایین جوانان روستایی در برنامههای توسعه محلی» را بررسی کند. پرسشنامه میتواند میزان مشارکت را نشان دهد، اما برای فهم چرایی آن، مصاحبه با جوانان، دهیاران و سایر افراد مرتبط میتواند اطلاعات عمیقتری ارائه کند.
در تحلیل کیفی معمولاً مراحل زیر دنبال میشود:
جمعآوری داده ← پیادهسازی ← مطالعه مکرر ← کدگذاری ← تشکیل مقولهها ← شناسایی مضامین یا مفاهیم اصلی ← ارتباط میان مفاهیم ← تفسیر
تحلیل مضمون
تحلیل مضمون یکی از روشهای پرکاربرد در پژوهشهای اجتماعی و توسعه روستایی است. در این روش، پژوهشگر به دنبال شناسایی الگوها و مضمونهای تکرارشونده در دادههای مصاحبه یا اسناد است.
برای مثال، در پژوهشی درباره «موانع توسعه گردشگری جامعهمحور در روستاهای مقصد گردشگری»، ممکن است پس از تحلیل مصاحبهها، مضامینی مانند ضعف هماهنگی نهادی، محدودیت سرمایهگذاری، کمبود مهارتهای محلی، تعارض منافع و ضعف بازاریابی شناسایی شود.
البته این موارد باید از دادههای واقعی پژوهش استخراج شوند و پژوهشگر نباید پیش از تحلیل، نتیجه را به پاسخدهندگان تحمیل کند.
نظریه دادهبنیاد
اگر هدف پژوهش ایجاد یک چارچوب مفهومی یا تبیین یک فرایند باشد، میتوان از نظریه دادهبنیاد استفاده کرد.
برای مثال:
«چگونه فرایند شکلگیری و توسعه کسبوکارهای روستایی در مناطق کمبرخوردار شکل میگیرد؟»
در چنین پژوهشی، هدف صرفاً شمارش دیدگاه افراد نیست؛ بلکه پژوهشگر تلاش میکند از دادهها مفاهیم و روابط میان آنها را استخراج کرده و در نهایت به یک مدل یا چارچوب مفهومی برسد.
تحلیل اسناد
در پژوهشهای سیاستگذاری روستایی میتوان اسناد، برنامهها، قوانین، گزارشهای رسمی و سیاستهای توسعه را نیز تحلیل کرد. در این روش باید مشخص باشد چه اسنادی انتخاب شدهاند، معیار انتخاب آنها چیست و با چه چارچوبی تحلیل شدهاند.
۵. روشهای ترکیبی کمی و کیفی
در برخی موضوعات، استفاده از یک روش به تنهایی تصویر کاملی از مسئله ارائه نمیکند. روشهای آمیخته یا ترکیبی امکان استفاده همزمان یا مرحلهای از دادههای کمی و کیفی را فراهم میکنند.
برای مثال، در پژوهشی با عنوان:
«تحلیل عوامل مؤثر بر ماندگاری جمعیت جوان در روستاهای پیرامون شهرهای کوچک»
ممکن است ابتدا با پرسشنامه وضعیت متغیرهایی مانند اشتغال، درآمد، کیفیت خدمات، دسترسی و سرمایه اجتماعی بررسی شود. سپس با انتخاب تعدادی از پاسخدهندگان، مصاحبه عمیق انجام شود تا دلایل و تجربههای پشت نتایج کمی مشخص شود.
در اینجا دادههای کیفی صرفاً یک بخش اضافی از پژوهش نیستند؛ بلکه میتوانند به توضیح یافتههای کمی کمک کنند.
۶. تحلیل فضایی و مکانی
در رشتههای جغرافیا و برنامهریزی روستایی، بسیاری از مسائل دارای بعد مکانی هستند. بنابراین ممکن است تحلیل آماری با تحلیل فضایی ترکیب شود.
برای مثال در موضوع «بررسی عدالت فضایی در دسترسی روستاها به خدمات آموزشی و بهداشتی»، میتوان فاصله روستاها از مراکز خدماتی، جمعیت روستا، شبکه راهها و سطح برخورداری از خدمات را در محیط GIS بررسی کرد.
در این مرحله میتوان از روشهایی مانند تحلیل شبکه، بافر، همپوشانی لایهها، تحلیل فاصله، درونیابی و سایر روشهای تحلیل فضایی استفاده کرد.
نکته مهم این است که تولید نقشه به خودی خود تحلیل فضایی محسوب نمیشود. نقشه باید در پاسخ به سؤال پژوهش تهیه و الگوی مشاهدهشده نیز تفسیر شود.
۷. تحلیل آیندهپژوهی
آیندهپژوهی با تحلیل وضعیت موجود تفاوت دارد. هدف آن پیشبینی قطعی آینده نیست؛ بلکه شناسایی روندها، پیشرانها، عدم قطعیتها و آیندههای محتمل و مطلوب است.
برای مثال، موضوع زیر را در نظر بگیرید:
«آینده اشتغال روستایی در ایران با تأکید بر تغییرات فناوری، تغییرات اقلیمی و تحول ساختار جمعیتی»
در این پژوهش نمیتوان صرفاً با استفاده از میانگین و انحراف معیار وضعیت آینده را مشخص کرد. ابتدا باید روندهای اثرگذار و عوامل مهم شناسایی شوند.
از روشهای مورد استفاده در مطالعات آیندهپژوهی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-
دلفی؛
-
تحلیل پیشرانها؛
-
تحلیل اثرات متقابل؛
-
MICMAC؛
-
سناریونویسی؛
-
تحلیل روند؛
-
تحلیل عدم قطعیتها؛
-
چشماندازسازی؛
-
تحلیل PESTEL در صورت تناسب با مسئله.
برای مثال، در یک مطالعه درباره آینده گردشگری روستایی، ممکن است تغییرات اقلیمی، فناوریهای دیجیتال، تغییر رفتار گردشگران، سیاستهای حمایتی، زیرساخت حملونقل و سرمایهگذاری بخش خصوصی به عنوان پیشرانهای مهم بررسی شوند.
در روش دلفی، نظر خبرگان در چند مرحله جمعآوری میشود و پس از هر مرحله، نتایج برای بازنگری یا ارزیابی مجدد در اختیار آنان قرار میگیرد. کیفیت انتخاب خبرگان، طراحی پرسشها، تعداد دورها و معیار رسیدن به اجماع باید در روش تحقیق به روشنی توضیح داده شود.
در تحلیل MICMAC نیز هدف اصلی بررسی میزان اثرگذاری و اثرپذیری عوامل نسبت به یکدیگر است. نتیجه این تحلیل میتواند به شناسایی متغیرهای پیشران، وابسته، مستقل و متغیرهای دارای ارتباطات متقابل کمک کند.
در سناریونویسی نیز هدف ارائه یک «پیشبینی قطعی» نیست؛ بلکه چند مسیر متفاوت و قابل تصور برای آینده بر اساس ترکیب روندها و عدم قطعیتهای کلیدی ترسیم میشود.
۸. انتخاب نرمافزار مناسب
نرمافزار ابزار اجرای روش است و نباید جایگزین روششناسی شود. انتخاب نرمافزار باید بر اساس نوع داده، روش تحلیل و نیاز پژوهش انجام شود.
| نرمافزار | کاربرد اصلی | مناسب برای |
|---|---|---|
| SPSS | آمار توصیفی و استنباطی | پرسشنامه، آزمونهای آماری، رگرسیون و تحلیلهای رایج |
| R | تحلیل آماری و برنامهنویسی | تحلیلهای پیشرفته، دادههای بزرگ و روشهای آماری تخصصی |
| Excel | سازماندهی و تحلیلهای ساده | پاکسازی، محاسبات اولیه، جدول و نمودار |
| SmartPLS | مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد PLS | مدلهای مفهومی و سازههای چندبعدی |
| AMOS | مدلسازی معادلات ساختاری | تحلیل مسیر و SEM مبتنی بر کوواریانس |
| LISREL | مدلسازی معادلات ساختاری | مدلهای اندازهگیری و ساختاری پیشرفته |
| ArcGIS / QGIS | تحلیل مکانی و تولید نقشه | جغرافیا، برنامهریزی روستایی و تحلیل فضایی |
| MAXQDA | تحلیل دادههای کیفی | مصاحبه، اسناد، تحلیل مضمون و روشهای کیفی |
| NVivo | مدیریت و تحلیل دادههای کیفی | مصاحبه، اسناد و تحلیل کیفی |
| ATLAS.ti | کدگذاری و تحلیل کیفی | مطالعات کیفی و تحلیل ارتباط میان مفاهیم |
| MICMAC | تحلیل اثرات متقابل | آیندهپژوهی و شناسایی پیشرانها |
| VOSviewer | تحلیل شبکه علمی و کتابسنجی | مرور ادبیات، شبکه همکاری و هموقوعی واژگان |
| Gephi | تحلیل و نمایش شبکهها | شبکههای اجتماعی، نهادی و ارتباطات |
| Bibliometrix/Biblioshiny | تحلیل کتابسنجی | مرور ادبیات و تحلیل روندهای علمی |
یک مقایسه مهم
SPSS برای دانشجویی که یک پرسشنامه نسبتاً متعارف دارد و به تحلیلهای آماری رایج نیازمند است، گزینهای سادهتر و کاربردیتر است. در مقابل، R انعطاف بسیار بیشتری دارد و برای تحلیلهای پیچیده، بازتولیدپذیر و دادههای بزرگ مناسبتر است، اما یادگیری آن به زمان بیشتری نیاز دارد.
SmartPLS، AMOS و LISREL هر سه میتوانند در مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شوند، اما منطق و رویکرد آنها یکسان نیست. بنابراین نمیتوان گفت یکی همیشه بهتر از دیگری است. انتخاب باید بر اساس مدل نظری، نوع داده، هدف تحلیل و روش پژوهش انجام شود.
در تحلیل کیفی نیز MAXQDA، NVivo و ATLAS.ti ابزارهای مدیریت و تحلیل داده هستند. هیچکدام به صورت خودکار «تحلیل علمی» را جایگزین پژوهشگر نمیکنند. کیفیت تحلیل کیفی بیش از هر چیز به طراحی پژوهش، کیفیت مصاحبه، فرایند کدگذاری و توانایی پژوهشگر در تفسیر دادهها وابسته است.
در مطالعات جغرافیایی، ArcGIS و QGIS هر دو قابلیتهای گستردهای برای مدیریت و تحلیل دادههای مکانی دارند. QGIS متنباز و رایگان است و برای بسیاری از نیازهای دانشگاهی مناسب است؛ ArcGIS نیز مجموعه گستردهای از ابزارها و قابلیتهای تخصصی را در اختیار پژوهشگر قرار میدهد.
برای تحلیل آیندهپژوهی نیز یک نرمافزار به تنهایی جایگزین روش آیندهپژوهی نیست. برای مثال، MICMAC بخشی از فرایند تحلیل اثرات متقابل را انجام میدهد، اما انتخاب پیشرانها، طراحی ماتریس، ارزیابی روابط و تفسیر نتایج همچنان به طراحی پژوهش و قضاوت علمی پژوهشگر وابسته است.
۹. تفسیر نتایج
یکی از تفاوتهای یک پایاننامه ضعیف و یک پایاننامه تحلیلی، نحوه تفسیر نتایج است.
گزارش اینکه «ضریب همبستگی برابر با 0/45 و سطح معناداری کمتر از 0/05 است» به تنهایی تحلیل محسوب نمیشود. پژوهشگر باید توضیح دهد این رابطه در ارتباط با مسئله پژوهش چه معنایی دارد.
برای مثال، اگر مشخص شود بین کیفیت دسترسی به خدمات و رضایت از زندگی روستایی رابطه مثبت وجود دارد، باید بررسی شود که این یافته چگونه با شرایط منطقه مورد مطالعه، چارچوب نظری و نتایج پژوهشهای قبلی ارتباط پیدا میکند.
در تحلیل کیفی نیز صرفاً آوردن چند نقلقول از مصاحبهشوندگان کافی نیست. نقلقول باید برای پشتیبانی از یک کد، مقوله یا مضمون استفاده شود و سپس پژوهشگر معنای آن را توضیح دهد.
۱۰. مقایسه یافتهها با مطالعات پیشین
یافتههای پژوهش باید با ادبیات و مطالعات قبلی مقایسه شوند. در این بخش باید مشخص شود که نتایج پژوهش با کدام یافتههای قبلی همسو یا متفاوت است.
اگر تفاوتی وجود دارد، پژوهشگر باید تا حد امکان دلیل آن را توضیح دهد. برای مثال، تفاوت نتایج ممکن است ناشی از تفاوت در جامعه آماری، ویژگیهای منطقه مورد مطالعه، دوره زمانی، روش نمونهگیری، ابزار اندازهگیری یا روش تحلیل باشد.
بنابراین، بخش بحث نباید صرفاً مجموعهای از جملههای «نتایج این پژوهش با پژوهش فلان همخوانی دارد» باشد. ارزش علمی بحث زمانی بیشتر میشود که پژوهشگر بتواند توضیح دهد چرا نتایج مشابه یا متفاوت به دست آمده است.
۱۱. پاسخ به سؤالات و اهداف پژوهش
پس از انجام تحلیل، باید مشخص شود هر سؤال پژوهش چگونه پاسخ داده شده و هر هدف تا چه اندازه محقق شده است.
برای مثال اگر یکی از اهداف پژوهش «شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه کسبوکارهای روستایی» باشد، در پایان باید مشخص شود چه عواملی شناسایی شدهاند، کدام عوامل اهمیت بیشتری داشتهاند و این یافتهها چه ارتباطی با مسئله اصلی پژوهش دارند.
در پژوهشهای فرضیهمحور نیز نتیجه هر فرضیه باید روشن و بر اساس آزمون انجامشده گزارش شود. رد شدن یک فرضیه به معنای شکست پژوهش نیست؛ همانطور که تأیید یک فرضیه نیز به معنای اثبات قطعی یک رابطه علت و معلولی نیست.
۱۲. نتیجهگیری و ارائه پیشنهادها
نتیجهگیری باید پاسخ فشرده و روشن به مسئله و سؤال اصلی پژوهش باشد. این بخش نباید تکرار تمام جدولها و نتایج فصل چهارم باشد.
پیشنهادهای پژوهش نیز باید از یافتهها استخراج شوند. برای مثال، اگر پژوهش نشان دهد یکی از موانع توسعه کسبوکارهای روستایی، دشواری دسترسی به بازار است، پیشنهاد باید به این مسئله مرتبط باشد و در صورت امکان مشخص کند چه اقداماتی، توسط چه نهادهایی و در چه سطحی میتواند انجام شود.
پیشنهاد پژوهشی برای مطالعات آینده نیز بهتر است بر اساس خلأهای شناساییشده در جریان پژوهش ارائه شود؛ برای مثال، بررسی موضوع در منطقهای دیگر، استفاده از دادههای طولی، مقایسه چند گروه یا استفاده از روش ترکیبی.
۱۳. توجه به محدودیتهای تحلیل
هر پژوهش با محدودیتهایی روبهرو است. دشواری دسترسی به برخی روستاها، نبود آمار بهروز، عدم پاسخگویی برخی افراد، محدودیت حجم نمونه، دشواری دسترسی به خبرگان یا محدودیت برخی روشهای آماری از جمله مواردی هستند که ممکن است بر فرایند پژوهش اثر بگذارند.
بیان محدودیتها باید واقعی و مشخص باشد. نباید محدودیتهای کلی و تکراری صرفاً برای تکمیل پایاننامه نوشته شوند.
همچنین پژوهشگر باید توضیح دهد برای کاهش اثر محدودیتها چه اقدامی انجام داده است. برای مثال، اگر بخشی از پرسشنامهها ناقص بودهاند، باید مشخص شود چگونه با این دادهها برخورد شده است یا اگر دسترسی به برخی روستاها دشوار بوده، روش جایگزین جمعآوری داده چگونه انتخاب شده است.
جمعبندی فرایند تحلیل
تحلیل پایاننامه یک فرایند پیوسته است و نمیتوان آن را به اجرای چند آزمون آماری یا تهیه چند جدول محدود کرد. یک پژوهش قابل دفاع باید نشان دهد که چرا یک روش انتخاب شده، دادهها چگونه آماده شدهاند، تحلیل چگونه انجام گرفته، یافتهها چه معنایی دارند و چگونه به سؤال اصلی پژوهش پاسخ میدهند.
در پژوهشهای جغرافیا و برنامهریزی روستایی، بسته به ماهیت مسئله میتوان از روشهای کمی، کیفی، مکانی، آیندهپژوهی یا روشهای ترکیبی استفاده کرد. برای نمونه، یک مطالعه درباره تابآوری اقتصادی روستاها ممکن است به پرسشنامه و تحلیل آماری نیاز داشته باشد؛ پژوهش درباره تجربه زنان روستایی از توسعه کسبوکارهای محلی میتواند با روش کیفی انجام شود؛ مطالعه عدالت فضایی در دسترسی روستاها به خدمات به تحلیل GIS نیاز داشته باشد و بررسی آینده گردشگری روستایی از ترکیب دلفی، تحلیل پیشرانها و سناریونویسی استفاده کند.
بنابراین، قاعده اصلی این است:
روش را مسئله پژوهش تعیین میکند، دادهها روش تحلیل را شکل میدهند و نرمافزار فقط ابزار اجرای تحلیل است.